نورالأصفیاء

مسجدومجتمع فرهنگی،آموزشی وپژوهشی حضرت نورالأصفیاء عجل الله تعالی فرجه الشریف
يكشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۱۶ ق.ظ

کاپیتولاسیون، تسخیر لانه جاسوسی امریکا و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی (1)

بسم الله

شاید در 28 اسفند سال 1340 ش/19 مارس 1962 م که سفارت کبرای ایالات متحده امریکا در اوج قدرت استکباری و روحیه سلطه گری طی یادداشت شماره 423 در پاسخ به درخواست ذلیلانه وزارت خارجه دولت شاهنشاهی ایران با تمدید یک ساله خدمات هیأت مستشاری نظامی ایالات متحده موافقت کرد، کسی باور نمی کرد که این موافقیت یکی دیگر از نقاط عطف تاریخ تحولات دوران معاصر ایران خواهد شد. در این یادداشت سفارت امریکا به بهانه مشکلات روز افزون وبه دلیل موافقت نامه های موجود به قدرت کافی مسأله وضعیت اعضای هیأت های مستشاری نظامی ایالات متحده را در ایران در بر نمی گیرد، به منظور نیل به یک تفاهم کلی در این رابطه و زدودن هر نوع شک و همچنین سهولت در عملکرد مؤثر اعضای مستشاری، از دولت شاهنشاهی ایران می خواهد که امتیازات و مصونیت های مخصوص کارمندان اداری و فنی مشروحه در قرارداد منضم به قرارداد نهایی کنفرانس سازمان ملل را در وین (قرارداد 18 آوریل 1961 معروف به پیمان وین) در مورد هر فردی از پرسنل نظامی، کارمندان غیر نظامی وزارت دفاع ایالات متحده و بستگانشان که اهل خانه آنها می باشند و حضور آنها در ایران به وسیله دولت شاهنشاهی ایران مجاز شناخته شده، به کار گرفته شود.
تاریخ :19 مارس 1962-28 اسفند 1340
یادداشت شماره 423
سفارت ایالات متحده امریکا ضمن ابراز تعارفات خود به وزارت امور خارجه شاهنشاهی، مفتخر است که اعلام کند که یادداشت شماره 6266 مورخ 7 فوریه 1962 (1340/11/18ش) وزارت خارجه ایران را که در آن دولت شاهنشاهی ایران تمایل خود را برای تمدید خدمات هیأت مستشاری نظامی ایالات متحده به مدت یک سال دیگر (تا21 مارس1963) همان طور که ابتدائا در قراردادهای مورخ 27 نوامبر 1943 و 16 اکتبر 1947 پیش بینی شده. ابراز کرده را دریافت نموده است.
این سفارت خوش وقت است که اعلام کند دولت ایالات متحده با تمدید خدمات هیأت مستشاری مزبور مطابق با شرایط قراردادهای فوق الذکر، اصلاح شده در تهران با تبادل یادداشت های مورخ 9 دسامبر 1948، 5 ژانویه 1949، 28 نوامبر 1949 و 10 ژانویه 1950 در رابطه با هیأت های نظامی و تبادل یادداشت های مورخ 11 تا 13 سپتامبر 1948 در رابطه با هیأت نظامی ایالات متحده در ژاندارمری شاهنشاهی ایران ؛ و نیز یادداشت دولت ایالات متحده به شماره 596 مورخ 10 آوریل 1961 و یادداشت های دولت شاهنشاهی ایران به شماره های 1344 مورخ 14 ژوئن 1961 و 4202 مورخ 14 نوامبر 1961 ؛ موافق است .
در عین حال، این سفارت مایل است مذاکرات بسیاری را که اخیرا بین نمایندگان دو دولت در رابطه با مشکلاتی با اهمیت روز افزون، انجام شده است را متذکر شود. این مشکلات از این حقیقت ناشی می شوند که موافقت نامه های موجود به قدر کافی مسأله وضعیت اعضای هیأت های مستشاری نظامی ایالات متحده در ایران را در بر نمی گیرد.
در همین رابطه، دولت ایالات متحده معتقد است نیل به یک تفاهم کلی در این زمینه برای زدودن هر نوع شکی و در نتیجه سهولت در عملکرد مؤثر اعضای مستشاری، به نفع هر دو دولت خواهد بود . برای نیل به این هدف، سفارت مفتخر است که فقط پیشنهاد نماید که این پرسنل از امتیازات و مصونیت های مخصوص «کارمندان اداری و فنی » مشروحه در قرارداد منضم به قرار نهایی کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد روابط و مصونیت های دیپلماتیک که در تاریخ 18 آوریل 1961 در وین امضا شده، برخوردار گردند. البته معلوم است که پرسنل برجسته مشخص مورد توافق دو دولت، امکان بهره مندی از امتیازات و مصونیت های «مأمورین سیاسی» را خواهند داشت .
سفارت، همچنین پیشنهاد می نماید به منظور هماهنگی و تسهیل در امور اداری، اصل سابق الذکر در مورد هر فردی از پرسنل نظامی و یا کارمندان غیر نظامی وزارت دفاع ایالات متحده و بستگانشان که اهل خانه آنها می باشند و حضور آنها در ایران به وسیله دولت شاهنشاهی ایران مجاز شناخته شده، به کار گرفته شود.
سفارت پیشنهاد می نماید که در صورت توافق دولت شاهنشاهی ایران، این تفاهم از تاریخ دریافت پاسخ آن وزارتخانه قابل اجرا و نافذ خواهد شد .
سفارت فرصت را برای تجدید احترامات فائقه خود نسبت به وزارتخانه شاهنشاهی مغتنم می شمرد.
سفارت کبرای ایالات متحده امریکا
تهران
19 مارس 1962(1)
وزارت خارجه نظام شاهنشاهی مثل اغلب ادوار تاریخی که با انعقاد قراردادهای اسارت بار و اعطای امتیازات، استقلال ملی کشور را به نفع بیگانگان قربانی کرد، هیچ گاه به ملت ایران نگفت که این امتیازات یک طرفه به یک دولت خارجی و اتباع وی چه سود برای استقلال سیاسی و امنیت ملی ایران دارد. وزارت امور خارجه دولت شاهنشاهی در تاریخ 1341/12/20 طی یادداشت شماره 8800 به سفارت امریکا می نویسد: در خصوص وضع اعضای عالی رتبه هیأت مستشاری نظامی امریکا در ایران و استفاده آنها از مواد قرارداد وین، آنها که دارای گذرنامه سیاسی می باشند موافقت می گردد و در خصوص بقیه کارمندان مطالعات در جریان است .
اداره چهارم سیاسی
شماره 8800
تاریخ 1341/12/20
وزارت امور خارجه
یادداشت
وزارت امور خارجه شاهنشاهی تعارفات خود را به سفارت کبرای ایالات متحده امریکا اظهار و عطف به یادداشت شماره 203 مورخ 22 اکتبر 1962 راجع به پیشنهاد آن سفارت کبری در خصوص وضع اعضای هیأت مستشاری نظامی امریکا در ایران و استفاده از مواد قرارداد وی مصوب 18 آوریل 1961 درباره مستشاران مزبور احتراما اشعار می دارد نسبت به قسمت اخیر یادداشت شماره 423 مورخ 19 مارس 1962 آن سفارت کبری در خصوص اعضای عالی رتبه هیأت مستشاری که دارای گذرنامه سیاسی می باشند، موافقت می گردد که به نامبردگان وضع سیاسی داده شود تا بتوانند از مصونیت ها و امتیازات مربوطه برخوردار شوند ودر خصوص بقیه کارمندان هیأت های مستشاری امریکا نیز مطالعاتی در جریان است تا برای آنها نیز امتیازات و تسهیلات بیشتری فراهم گردد که نتیجه آن بعدا به استحضار آن سفارت کبری خواهد رسید.
موقع را برای تجدید احترامات فائقه مغتنم می شمارد.(2)
سپس وزارت امور خارجه در یادداشت شماره 8296 مورخ 26 آبان 1342 به سفارت امریکا در ایران می نویسد:
وزارت امور خارجه شاهنشاهی خوش وقت است اکنون به استحضار آن سفارت کبری برساند که هیأت محترم وزیران به موجب تصویبنامه مورخ 1342/7/13 با این پیشنهاد موافقت فرموده اند و قرار است که این یادداشت جهت تصویب به مجلسین فرستاده شود.
در تاریخ 3 مرداد 1343 برای اولین بار این لایحه که در تاریخ ایران معروف به لایحه کاپیتولاسیون می شود، جهت رسیدگی به مجلس سنا فرستاده می شود و مجلس سنای ایران که متشکل از شبه روشنفکران خاندان سلطنتی و نخبگان سیاسی و شیوخ وابسته به نظام پادشاهی بوده و سال ها سرنوشت مردم مظلوم ایران را رقم می زدند، در یک اقدام مفتضحانه این لایحه را تصویب می کند.(3)
در اسناد لانه جاسوسی امریکا، متن مذاکرات مجلس سنا در تصویب لایحه کاپیتولاسیون به انگلیسی ترجمه شده و بر اساس متن مذاکرات، شریف امامی، رئیس مجلس سنا، برای اینکه ملت ایران از عمق خائنانه بودن این لایحه خبردار نشوند این لایحه را در نیمه شب به عنوان آخرین لایحه ای که در یک مجلس طولانی پس از طرح لوایح مختلف ارزشی برای بحث کردن ندارد مطرح می کند و به تصویب می رساند، به خیال اینکه تصویب این لایحه، هنگام خواب بودن جامعه، انعکاس ویژه ای نخواهد داشت. شریف امامی هنگام طرح این لایحه به شیوخ مجلس سنا می گوید:
البته مقدور هم بود که ما فردا جلسه فوق العاده تشکیل بدهیم ولی چون کار بسیار مختصری است اجازه بفرمایید الان تمامش می کنیم.(4)
لایحه کاپیتولاسیون که برای عزت، استقلال و شرافت ملت ایران شکننده بود، از نظر شیوخ نظام سلطنتی کار بسیار مختصری بود که باید هنگام خواب بودن شیوخ مجلس سنا به تصویب می رسید و چنین نیز شد . میرفندرسکی مهره شناخته شده در امریکا در وزارت خارجه در توجیه عادی بودن این امتیازات و مصونیت ها در مجلس سنا می گوید:
ما این امتیازات و مصونیت ها و معافیت ها را برای خارجی ها تقاضا نمی کنیم بلکه برای خدمتی تقاضا می کنیم که آنها برای ما انجام دهند. پس از اینکه ما برای این موضوع فکر کردیم و مشاوره کردیم با دستگاه های مختلف مملکت، به این نتیجه رسیدیم که اعطای این مصونیت ها و این مزایا ضرری برای دولت شاهنشاهی ندارد و معافیت مالیاتی است که از حقوق آنان مالیات گرفته نشود یا برای مسکن و تغذیه معاف داشته باشند، مهم نیست . به علاوه این نظر چیزی نیست که ما تنها کرده باشیم، دولت های دیگر هم کرده اند.(5)
شیوخ جاهل، نادان و وابسته مجلس سنا توجیه ابلهانه میرفندرسکی را پذیرفتند و با یک قیام و قعود به این لایحه خفت بار رأی مثبت می دهند و این مصوبه برای رأی نهایی به مجلس شورای ملی فرستاده می شود.
استورات دبلیو. راک ول، کاردار موقت سفارت امریکا در تهران، طی نامه طبقه بندی شده خیلی محرمانه ای در تاریخ 9 مرداد 1343 به وزارت امور خارجه امریکا گزارش می دهد:
به دنبال تحریکات مداوم سفارت امریکا در تهران، تصویب کنوانسیون وین و یادداشت های مبادله شده ضمیمه آن در مجلس ایران پیشرفت چشمگیری کرده است... نهایتا دولت به تحریک سفارت بر اولویت لایحه تبادل یادداشت های رأی داد. سناتور احمد متین دفتری، عضو کمیسیون روابط خارجی سنا به ما گفت یک دلیل تأخیر ممتد سنا دربررسی این دو لایحه آن است که ترجمه ارائه شده، از کنوانسیون وین توسط دولت ناقص بوده است. متین دفتری که کنوانسیون وین را به نمایندگی از دولت ایران امضا کرده و بدین خاطر به خود می بالد تأکید می نمود که شخصا آن را به زبان فارسی ترجمه کرده است .(6)
سرانجام در روز سه شنبه، 21 مهرماه 1343 مجلس شورای ملی این لایحه را تصویب و کاپیتولاسیون در ایران مجددا به شکل قانونی توسط دولت شاهنشاهی احیا می شود.
همه آنهایی که آگاهی از تاریخ ایران دارند، می دانند که تنها یک صدای زنده در ایران بود که یک تنه در مقابل این لایحه ننگین، در مقابل دولت امریکا و نظام شاهنشاهی مقاومت کرد و آن کسی جز امام خمینی (ره) نبود.(7) تا آن تاریخ هیچ چهره مبارز و حزب سیاسی ای که سال ها شعار مبارزه با دیکتاتوری و استبداد سر می داد نه باور می کرد و نه جرأت آن را داشت که در مقابل همینه و سیطره نفوذ سیاسی امریکا در جهان ذره ای تردید به خود راه دهد و جرأت مخالفت و مقابله با این نفوذ را داشته باشد.
امام خمینی (ره) بدون واهمه از مترسک های ابرقدرتی، نه تنها با لایحه کاپیتولاسیون مخالفت کرد و مفهوم و ماهیت آن را برای جامعه بر ملا ساخت بلکه همه اقتدار نظام شاهنشاهی و حامی آن امپریالیسم امریکا را مورد تهاجم قرار داده و به پایه های قدرت امریکا و سلطنت می تاخت و کاپیتولاسیون را سند بردگی ملت ایران عنوان کرد. امریکا و رژیم شاه که انتظار چنین واکنش انفجار آمیزی را از امام خمینی نداشتند، برای خاموشی صدای نهضت امام خمینی او را به ترکیه تبعید کردند.
راک ول در تاریخ 15 آبان 1343 یعنی دو روز پس از تبعید امام به ترکیه در یک نامه غیر رسمی به یکی از دوستان خود در وزارت امور خارجه امریکا می نویسد:
وقایع اخیر که شما در گزارش رسمی از آنها مطلع خواهید شد، موجب خشنودی قلبی من شده است. سرانجام ما توانستیم از شر آن پیرمرد ... که چوب لای چرخ ما می گذاشت، راحت شویم. «کله گنده» محلی دستور اخراج او را داده بود. در حال حاضر او در یکی از هتل های درجه دو ترکیه اقامت دارد و سعی می کند که عقیده سنی های بیچاره راتغییر دهد.(8)
راک ول و اربابان او در امریکا هیچ گاه تصور نمی کردند که پانزده سال بعد این پیرمرد، هم کله گنده را با خفت از ایران بیرون خواهد کرد، هم به عمر نظام شاهنشاهی پایان خواهد بخشید و هم اسطوره شکست ناپذیری امریکا و نظام های لیبرالیستی و کمونیستی و سوسیالیستی را در جهان در هم خواهد شکست و امریکا را برای همیشه از منافع حیاتی اش در ایران محروم خواهد ساخت . چوبی که امام در سال 1343 به گفته راک ول، لای چرخ یکه تازی امریکا در ایران گذاشت در سال 1357 این چرخ را از حرکت باز انداخت و با ساقط کردن یکی از حکومت های وابسته منطقه به امریکا و از همه مهم تر منهدم کردن لانه جاسوسی امریکا در ایران، بزرگ ترین پایگاه جاسوسی، امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی این قدرت را در منطقه خاورمیانه از هم پاشید. روز تسخیر لانه جاسوسی امریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام به حق روز ملی مبارزه با استکبار جهانی نامیده شد و هیچ گاه نباید از تاریخ این ملت حذف شود.
ملت ایران تأثیر شیطان بزرگ را در غارت منافع ملی در پنجاه سال اخیر، ساقط کردن دولت برآمده از جنبش ملی نفت، حمایت از رژیم خونریز و دیکتاتوری پهلوی و از همه مهم تر تحقیر ملت ایران و مبارزه مستمر و دیوانه وار با انقلاب اسلامی و طراحی کودتاهای پی در پی، تحمیل جنگ، حمایت از گروه های تروریستی، تحریم های اقتصادی و انواع و اقسام توطئه علیه ایران را نباید فراموش کند.
رابطه با شیطان بزرگ از تاریخی که پای این کشور به میهن باز شده است چیزی جز خفت برای ملت ایران به بار نیاورده است. امریکا سی سال از رژیمی در ایران پشتیبانی و حمایت کرد که نه تنها به قانون، حقوق بشر و آزادی اعتقادی نداشت، بلکه جنایات این رژیم علیه ملت خویش، خاطره جنایات دیکتاتورهایی چون استالین، هیتلر و سایر جنایتکاران تاریخ غرب را تداعی می کرد. اکنون چگونه می توان به شعارهای آزادی خواهی، حقوق بشر طلبی و دموکراسی خواهی های چنین رژیمی برای ملت ایران دل بست؟
ساده لوحانی که به شعارهای اصلاح طلبی امریکا دل بسته اند و به امید حمایت چنین رژیمی کمر همت به مبارزه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران بسته اند، آیا هیچ از خود پرسیده اند که چگونه امکان دارد رژیمی که در طول حضور سی ساله خود بر تمام ارکان تصمیم گیری رژیم سلطنتی در ایران قدمی در جهت رشد و توسعه، دفاع از حقوق ملت ایران در مقابل استبداد و آزادی خواهی نیروهای مبارز ایران برنداشت، اکنون می تواند حامی آزادی و حقوق بشر در ایران باشد؟
آیا ملت ایران نباید از چنین جریان های نفرت داشته باشد؟ و آنهارا سر سپرده سیاست های امپریالیستی بداند که در دویست سال گذشته، که از استقلال امریکا می گذرد، تاکنون 150 مورد جنگ اعلام نشده یا اعلام شده در سراسر جهان علیه ملت ها به راه انداخته است؟
کشوری که به طور متوسط هر سال یک بار نیروهای نظامی خود را به مرزهای کشورهای دیگر گسیل داشته و دست به جنایت و کشتار ملت های محروم زده است، چگونه می تواند طرفدار حقوق بشر برای ملت ایران باشد؟!
کشوری که بر اساس آمارهای رسمی، از زمان جنگ دوم جهانی به بعد، حدود بیست هزار مورد عملیات مخفی برای نفوذ در کشورهای دیگر یا ساقط کردن دولت های مردمی سازماندهی کرده و دولت های بی شماری را که تمایل به پذیرش سلطه این قدرت سلطه طلب نداشتند، سرنگون کرده است و صدها هزار نفر را بر اثر این تجاوزها در جهان به خاک و خون کشیده است، چگونه می تواند طرفدار آزادی برای ملت ایران باشد؟!
کشوری که از سال 1978 به بعد بیش از 120 هزار نفر از ساکنان منطقه امریکای مرکزی را با جنگ هایی که به راه انداخته کشته است؛ یعنی از هر پنج نفر ساکنان این منطقه یک نفر را به خاطر دفاع از حقوق، آزادی و وطن خود نابود کرده است و بخش عمده ای از بیست میلیون ساکنان این منطقه را پیوسته در معرض بمباران های هوایی و بمب های ناپالم و فسفری، بمب های شیمیایی و سلاح های بیولوژیکی و پرواز های مکرر هواپیماهای مافوق صوت برای شکستن دیوارهای صوتی و مانورهای دریایی قرار داده است چگونه می تواند طرفدار دموکراسی باشد؟(9)
کنگره امریکا در سال 1994 م در گزارش رسمی خود می نویسد:
در حدود شصت هزار پرسنل نظامی در دهه 1940م به عنوان نمونه های انسانی جهت آزمایش دو عامل شیمیایی، یعنی گاز خردل و لویسیت (گاز تاول زا) بر روی آنها مورد استفاده قرار گرفتند. بیشتر آنها از ماهیت آزمایش ها مطلع نبودند و پس از شرکت در این پژوهش، هرگز مراقبت های طبی بعدی را دریافت نکردند. به علاوه برخی از آنها تهدید شدند که اگر موضوع این آزمایش ها را با کسانی از جمله همسران، والدین، پزشک خانوادگی خود در میان بگذارند در زندان شهر فرت لون ورث زندانی خواهند شد... (10)
چنین دولتی که موجب ده ها سال درد و رنج برای سربازان خود و خانواده ها آنها شده و از همه مردم خود به عنوان موش های آزمایشگاهی استفاده می کند آیا می تواند مدافع حقوق ملت ایران و سایر ملت های منطقه باشد؟!
ساده لوحانی که هنوز باور می کنند مدافع نظام لیبرال ـ دموکراسی، حقوق بشر و آزادی در دنیا امریکا و اروپاییان هستند به فهرست حملات هوایی امریکا در سال های مختلف به ملت های دیگر نگاه کنند:
چین (1945-1946)، کره و چین، جنگ کره (1950-1953)، گواتمالا (1960،1954،1969،1967)، اندونزی (1985)، کوبا (1959، 1961)، کنگو (1964)، پرو (1965)، لائوس (1973-(1946)، ویتنام (1961-1973)، کامبوج (1969-1970)، گرانادا (1983)، لبنان (1983- 1984)، لیبی (1986)، السالوادور(دهه 1980)، نیکاراگوا(دهه 1980)، ایران (1987)، پاناما (1989)، عراق (1991-2000)، کویت (1991)، سومالی (1993)، بوسنی (1994، 1995)، سوران (1998)، افغانستان (1998)، یوگسلاوی(1999).(11)
تمامی این بمباران ها علیه شهرها، شهرک ها و روستاهایی بود که در حقوق بین الملل معاصر به عنوان یک جنایت جنگی محسوب می شود .آیا کشتن این همه انسان که در هیچ جنگی درگیر نبوده اند تروریسم نیست؟ ویلیام بلوم، یکی از روزنامه نگاران و پژوهشگران معروف، در مورد سیاسیت های خارجی امریکا از جنگ دوم جهانی به بعد می گوید :
جنگ واشنگتن علیه تروریسم، همانند جنگ علیه مواد مخدر محکوم به شکست است.(12)
چرا؟ چون هیچ گاه ملت ایران و ملت های مظلوم از خود نپرسیده اند که چرا تروریست ها ایالات متحده را پی در پی مورد حمله قرار می دهند؟ مگر این کشور چه دارد یا چه اقداماتی در جهان انجام می دهد که این گونه مورد هدف تروریست ها است؟ البته سیاستمداران امریکایی سعی کرده اند به این سؤال پاسخ دهند، اما چقدر این پاسخ ابلهانه و عوامانه است. سندی برگر، مشاور امنیت ملی امریکا، در پاسخ به این سؤال می گوید:
من فکر می کنم که لازم است مردم امریکا بدانند در جهانی زندگی می کنیم که تا اندازه ای به دلیل رهبری امریکا تا حدی به علت تعصب کورکورانه برخی از افراد، مورد حمله قرار خواهیم گرفت .(13)
ریچارد هاس، رئیس گروه سیاست خارجی مؤسسه برکینگز امریکا، پاسخ می دهد:
خوب پاسخ این است که خواسته آنها چیزی نیست که ما به آسانی بتوانیم انجام بدهیم، خواسته آنها به این حقیقت باز می گردد که ما قدرتمند ترین کشور جهان هسیم، به این حقیقت که ما کشوری سکولار هستیم، خواسته آنها صرفا به چیستی ما باز می گردد و موجودیت ما است که در حقیقت مایه رنجش آنهاست.(14)
بی تردید ساده لوحان چنین پاسخ هایی را خواهند پذیرفت چون موجودیت هیچ ملتی تا زمانی که با موجودیت ملت دیگری در تعارض قرار نگیرد تهدیدی به حساب نمی آید. پاسخ بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق امریکا، دراین رابطه جالب تر از همه است. او می گوید:
علت اینکه امریکا هدف حمله های تروریسم است پاره ای به این دلیل است که ما در راستای صلح و دموکراسی تلاش می کنیم و بخشی به این جهت است که ما علیه تروریسم متحد شده ایم.(15)

پی‌نوشت‌ها:
 

ـ اسناد لانه جاسوسی، ج71، «مستشاری نظامی امریکا در ایران» (2)، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، تهران، مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی امریکا، 1369، ص 3،4.
2 ـ همان، ص 5.
3 ـ همان، ص 7،6
4 ـ همان، ص 10.
5 ـ همان، ص 14.
6 ـ همان، ص 17،16.
7 ـ برای مطالعه دقیق فرآیند مقابله امام با لایحه کاپیتولاسیون، رک: سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی، تهران، عروج، 1381، ج1، ص 1000-1110.
8 ـ اسناد لانه جاسوسی، همان، ص 220، 221.
9 ـ برای مطالعه جنایت های امریکا در مناطق جهان رک: ویلیام رابینسون و کنست نورس ورثی، جنگ رویاها، ترجمه عبدالرضا رشیدی، تهران، اطلاعات، 1366، ص 19، 20.
10 ـ ویلیام بلوم، دولت خود سر، کتابی راهنما برای معرفی تنها ابر قدرت جهان؛ امریکا، ترجمه جمعی از مترجمین، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1383، ص 19.
11ـ همان، ص 141.
12 ـ همان، ص55.
13 ـ همان .
14 ـ همان .
15 ـ همان، ص 56.
منبع:فصلنامه تخصصی 15 خرداد ش 9
ادامه دارد...



نوشته شده توسط منتظران ظهور
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

نورالأصفیاء

مسجدومجتمع فرهنگی،آموزشی وپژوهشی حضرت نورالأصفیاء عجل الله تعالی فرجه الشریف

نورالأصفیاء
آخرین نظرات
  • ۴ خرداد ۹۷، ۰۶:۴۴ - علی سجاد موحد
    ممنونم

بسم الله

شاید در 28 اسفند سال 1340 ش/19 مارس 1962 م که سفارت کبرای ایالات متحده امریکا در اوج قدرت استکباری و روحیه سلطه گری طی یادداشت شماره 423 در پاسخ به درخواست ذلیلانه وزارت خارجه دولت شاهنشاهی ایران با تمدید یک ساله خدمات هیأت مستشاری نظامی ایالات متحده موافقت کرد، کسی باور نمی کرد که این موافقیت یکی دیگر از نقاط عطف تاریخ تحولات دوران معاصر ایران خواهد شد. در این یادداشت سفارت امریکا به بهانه مشکلات روز افزون وبه دلیل موافقت نامه های موجود به قدرت کافی مسأله وضعیت اعضای هیأت های مستشاری نظامی ایالات متحده را در ایران در بر نمی گیرد، به منظور نیل به یک تفاهم کلی در این رابطه و زدودن هر نوع شک و همچنین سهولت در عملکرد مؤثر اعضای مستشاری، از دولت شاهنشاهی ایران می خواهد که امتیازات و مصونیت های مخصوص کارمندان اداری و فنی مشروحه در قرارداد منضم به قرارداد نهایی کنفرانس سازمان ملل را در وین (قرارداد 18 آوریل 1961 معروف به پیمان وین) در مورد هر فردی از پرسنل نظامی، کارمندان غیر نظامی وزارت دفاع ایالات متحده و بستگانشان که اهل خانه آنها می باشند و حضور آنها در ایران به وسیله دولت شاهنشاهی ایران مجاز شناخته شده، به کار گرفته شود.
تاریخ :19 مارس 1962-28 اسفند 1340
یادداشت شماره 423
سفارت ایالات متحده امریکا ضمن ابراز تعارفات خود به وزارت امور خارجه شاهنشاهی، مفتخر است که اعلام کند که یادداشت شماره 6266 مورخ 7 فوریه 1962 (1340/11/18ش) وزارت خارجه ایران را که در آن دولت شاهنشاهی ایران تمایل خود را برای تمدید خدمات هیأت مستشاری نظامی ایالات متحده به مدت یک سال دیگر (تا21 مارس1963) همان طور که ابتدائا در قراردادهای مورخ 27 نوامبر 1943 و 16 اکتبر 1947 پیش بینی شده. ابراز کرده را دریافت نموده است.
این سفارت خوش وقت است که اعلام کند دولت ایالات متحده با تمدید خدمات هیأت مستشاری مزبور مطابق با شرایط قراردادهای فوق الذکر، اصلاح شده در تهران با تبادل یادداشت های مورخ 9 دسامبر 1948، 5 ژانویه 1949، 28 نوامبر 1949 و 10 ژانویه 1950 در رابطه با هیأت های نظامی و تبادل یادداشت های مورخ 11 تا 13 سپتامبر 1948 در رابطه با هیأت نظامی ایالات متحده در ژاندارمری شاهنشاهی ایران ؛ و نیز یادداشت دولت ایالات متحده به شماره 596 مورخ 10 آوریل 1961 و یادداشت های دولت شاهنشاهی ایران به شماره های 1344 مورخ 14 ژوئن 1961 و 4202 مورخ 14 نوامبر 1961 ؛ موافق است .
در عین حال، این سفارت مایل است مذاکرات بسیاری را که اخیرا بین نمایندگان دو دولت در رابطه با مشکلاتی با اهمیت روز افزون، انجام شده است را متذکر شود. این مشکلات از این حقیقت ناشی می شوند که موافقت نامه های موجود به قدر کافی مسأله وضعیت اعضای هیأت های مستشاری نظامی ایالات متحده در ایران را در بر نمی گیرد.
در همین رابطه، دولت ایالات متحده معتقد است نیل به یک تفاهم کلی در این زمینه برای زدودن هر نوع شکی و در نتیجه سهولت در عملکرد مؤثر اعضای مستشاری، به نفع هر دو دولت خواهد بود . برای نیل به این هدف، سفارت مفتخر است که فقط پیشنهاد نماید که این پرسنل از امتیازات و مصونیت های مخصوص «کارمندان اداری و فنی » مشروحه در قرارداد منضم به قرار نهایی کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد روابط و مصونیت های دیپلماتیک که در تاریخ 18 آوریل 1961 در وین امضا شده، برخوردار گردند. البته معلوم است که پرسنل برجسته مشخص مورد توافق دو دولت، امکان بهره مندی از امتیازات و مصونیت های «مأمورین سیاسی» را خواهند داشت .
سفارت، همچنین پیشنهاد می نماید به منظور هماهنگی و تسهیل در امور اداری، اصل سابق الذکر در مورد هر فردی از پرسنل نظامی و یا کارمندان غیر نظامی وزارت دفاع ایالات متحده و بستگانشان که اهل خانه آنها می باشند و حضور آنها در ایران به وسیله دولت شاهنشاهی ایران مجاز شناخته شده، به کار گرفته شود.
سفارت پیشنهاد می نماید که در صورت توافق دولت شاهنشاهی ایران، این تفاهم از تاریخ دریافت پاسخ آن وزارتخانه قابل اجرا و نافذ خواهد شد .
سفارت فرصت را برای تجدید احترامات فائقه خود نسبت به وزارتخانه شاهنشاهی مغتنم می شمرد.
سفارت کبرای ایالات متحده امریکا
تهران
19 مارس 1962(1)
وزارت خارجه نظام شاهنشاهی مثل اغلب ادوار تاریخی که با انعقاد قراردادهای اسارت بار و اعطای امتیازات، استقلال ملی کشور را به نفع بیگانگان قربانی کرد، هیچ گاه به ملت ایران نگفت که این امتیازات یک طرفه به یک دولت خارجی و اتباع وی چه سود برای استقلال سیاسی و امنیت ملی ایران دارد. وزارت امور خارجه دولت شاهنشاهی در تاریخ 1341/12/20 طی یادداشت شماره 8800 به سفارت امریکا می نویسد: در خصوص وضع اعضای عالی رتبه هیأت مستشاری نظامی امریکا در ایران و استفاده آنها از مواد قرارداد وین، آنها که دارای گذرنامه سیاسی می باشند موافقت می گردد و در خصوص بقیه کارمندان مطالعات در جریان است .
اداره چهارم سیاسی
شماره 8800
تاریخ 1341/12/20
وزارت امور خارجه
یادداشت
وزارت امور خارجه شاهنشاهی تعارفات خود را به سفارت کبرای ایالات متحده امریکا اظهار و عطف به یادداشت شماره 203 مورخ 22 اکتبر 1962 راجع به پیشنهاد آن سفارت کبری در خصوص وضع اعضای هیأت مستشاری نظامی امریکا در ایران و استفاده از مواد قرارداد وی مصوب 18 آوریل 1961 درباره مستشاران مزبور احتراما اشعار می دارد نسبت به قسمت اخیر یادداشت شماره 423 مورخ 19 مارس 1962 آن سفارت کبری در خصوص اعضای عالی رتبه هیأت مستشاری که دارای گذرنامه سیاسی می باشند، موافقت می گردد که به نامبردگان وضع سیاسی داده شود تا بتوانند از مصونیت ها و امتیازات مربوطه برخوردار شوند ودر خصوص بقیه کارمندان هیأت های مستشاری امریکا نیز مطالعاتی در جریان است تا برای آنها نیز امتیازات و تسهیلات بیشتری فراهم گردد که نتیجه آن بعدا به استحضار آن سفارت کبری خواهد رسید.
موقع را برای تجدید احترامات فائقه مغتنم می شمارد.(2)
سپس وزارت امور خارجه در یادداشت شماره 8296 مورخ 26 آبان 1342 به سفارت امریکا در ایران می نویسد:
وزارت امور خارجه شاهنشاهی خوش وقت است اکنون به استحضار آن سفارت کبری برساند که هیأت محترم وزیران به موجب تصویبنامه مورخ 1342/7/13 با این پیشنهاد موافقت فرموده اند و قرار است که این یادداشت جهت تصویب به مجلسین فرستاده شود.
در تاریخ 3 مرداد 1343 برای اولین بار این لایحه که در تاریخ ایران معروف به لایحه کاپیتولاسیون می شود، جهت رسیدگی به مجلس سنا فرستاده می شود و مجلس سنای ایران که متشکل از شبه روشنفکران خاندان سلطنتی و نخبگان سیاسی و شیوخ وابسته به نظام پادشاهی بوده و سال ها سرنوشت مردم مظلوم ایران را رقم می زدند، در یک اقدام مفتضحانه این لایحه را تصویب می کند.(3)
در اسناد لانه جاسوسی امریکا، متن مذاکرات مجلس سنا در تصویب لایحه کاپیتولاسیون به انگلیسی ترجمه شده و بر اساس متن مذاکرات، شریف امامی، رئیس مجلس سنا، برای اینکه ملت ایران از عمق خائنانه بودن این لایحه خبردار نشوند این لایحه را در نیمه شب به عنوان آخرین لایحه ای که در یک مجلس طولانی پس از طرح لوایح مختلف ارزشی برای بحث کردن ندارد مطرح می کند و به تصویب می رساند، به خیال اینکه تصویب این لایحه، هنگام خواب بودن جامعه، انعکاس ویژه ای نخواهد داشت. شریف امامی هنگام طرح این لایحه به شیوخ مجلس سنا می گوید:
البته مقدور هم بود که ما فردا جلسه فوق العاده تشکیل بدهیم ولی چون کار بسیار مختصری است اجازه بفرمایید الان تمامش می کنیم.(4)
لایحه کاپیتولاسیون که برای عزت، استقلال و شرافت ملت ایران شکننده بود، از نظر شیوخ نظام سلطنتی کار بسیار مختصری بود که باید هنگام خواب بودن شیوخ مجلس سنا به تصویب می رسید و چنین نیز شد . میرفندرسکی مهره شناخته شده در امریکا در وزارت خارجه در توجیه عادی بودن این امتیازات و مصونیت ها در مجلس سنا می گوید:
ما این امتیازات و مصونیت ها و معافیت ها را برای خارجی ها تقاضا نمی کنیم بلکه برای خدمتی تقاضا می کنیم که آنها برای ما انجام دهند. پس از اینکه ما برای این موضوع فکر کردیم و مشاوره کردیم با دستگاه های مختلف مملکت، به این نتیجه رسیدیم که اعطای این مصونیت ها و این مزایا ضرری برای دولت شاهنشاهی ندارد و معافیت مالیاتی است که از حقوق آنان مالیات گرفته نشود یا برای مسکن و تغذیه معاف داشته باشند، مهم نیست . به علاوه این نظر چیزی نیست که ما تنها کرده باشیم، دولت های دیگر هم کرده اند.(5)
شیوخ جاهل، نادان و وابسته مجلس سنا توجیه ابلهانه میرفندرسکی را پذیرفتند و با یک قیام و قعود به این لایحه خفت بار رأی مثبت می دهند و این مصوبه برای رأی نهایی به مجلس شورای ملی فرستاده می شود.
استورات دبلیو. راک ول، کاردار موقت سفارت امریکا در تهران، طی نامه طبقه بندی شده خیلی محرمانه ای در تاریخ 9 مرداد 1343 به وزارت امور خارجه امریکا گزارش می دهد:
به دنبال تحریکات مداوم سفارت امریکا در تهران، تصویب کنوانسیون وین و یادداشت های مبادله شده ضمیمه آن در مجلس ایران پیشرفت چشمگیری کرده است... نهایتا دولت به تحریک سفارت بر اولویت لایحه تبادل یادداشت های رأی داد. سناتور احمد متین دفتری، عضو کمیسیون روابط خارجی سنا به ما گفت یک دلیل تأخیر ممتد سنا دربررسی این دو لایحه آن است که ترجمه ارائه شده، از کنوانسیون وین توسط دولت ناقص بوده است. متین دفتری که کنوانسیون وین را به نمایندگی از دولت ایران امضا کرده و بدین خاطر به خود می بالد تأکید می نمود که شخصا آن را به زبان فارسی ترجمه کرده است .(6)
سرانجام در روز سه شنبه، 21 مهرماه 1343 مجلس شورای ملی این لایحه را تصویب و کاپیتولاسیون در ایران مجددا به شکل قانونی توسط دولت شاهنشاهی احیا می شود.
همه آنهایی که آگاهی از تاریخ ایران دارند، می دانند که تنها یک صدای زنده در ایران بود که یک تنه در مقابل این لایحه ننگین، در مقابل دولت امریکا و نظام شاهنشاهی مقاومت کرد و آن کسی جز امام خمینی (ره) نبود.(7) تا آن تاریخ هیچ چهره مبارز و حزب سیاسی ای که سال ها شعار مبارزه با دیکتاتوری و استبداد سر می داد نه باور می کرد و نه جرأت آن را داشت که در مقابل همینه و سیطره نفوذ سیاسی امریکا در جهان ذره ای تردید به خود راه دهد و جرأت مخالفت و مقابله با این نفوذ را داشته باشد.
امام خمینی (ره) بدون واهمه از مترسک های ابرقدرتی، نه تنها با لایحه کاپیتولاسیون مخالفت کرد و مفهوم و ماهیت آن را برای جامعه بر ملا ساخت بلکه همه اقتدار نظام شاهنشاهی و حامی آن امپریالیسم امریکا را مورد تهاجم قرار داده و به پایه های قدرت امریکا و سلطنت می تاخت و کاپیتولاسیون را سند بردگی ملت ایران عنوان کرد. امریکا و رژیم شاه که انتظار چنین واکنش انفجار آمیزی را از امام خمینی نداشتند، برای خاموشی صدای نهضت امام خمینی او را به ترکیه تبعید کردند.
راک ول در تاریخ 15 آبان 1343 یعنی دو روز پس از تبعید امام به ترکیه در یک نامه غیر رسمی به یکی از دوستان خود در وزارت امور خارجه امریکا می نویسد:
وقایع اخیر که شما در گزارش رسمی از آنها مطلع خواهید شد، موجب خشنودی قلبی من شده است. سرانجام ما توانستیم از شر آن پیرمرد ... که چوب لای چرخ ما می گذاشت، راحت شویم. «کله گنده» محلی دستور اخراج او را داده بود. در حال حاضر او در یکی از هتل های درجه دو ترکیه اقامت دارد و سعی می کند که عقیده سنی های بیچاره راتغییر دهد.(8)
راک ول و اربابان او در امریکا هیچ گاه تصور نمی کردند که پانزده سال بعد این پیرمرد، هم کله گنده را با خفت از ایران بیرون خواهد کرد، هم به عمر نظام شاهنشاهی پایان خواهد بخشید و هم اسطوره شکست ناپذیری امریکا و نظام های لیبرالیستی و کمونیستی و سوسیالیستی را در جهان در هم خواهد شکست و امریکا را برای همیشه از منافع حیاتی اش در ایران محروم خواهد ساخت . چوبی که امام در سال 1343 به گفته راک ول، لای چرخ یکه تازی امریکا در ایران گذاشت در سال 1357 این چرخ را از حرکت باز انداخت و با ساقط کردن یکی از حکومت های وابسته منطقه به امریکا و از همه مهم تر منهدم کردن لانه جاسوسی امریکا در ایران، بزرگ ترین پایگاه جاسوسی، امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی این قدرت را در منطقه خاورمیانه از هم پاشید. روز تسخیر لانه جاسوسی امریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام به حق روز ملی مبارزه با استکبار جهانی نامیده شد و هیچ گاه نباید از تاریخ این ملت حذف شود.
ملت ایران تأثیر شیطان بزرگ را در غارت منافع ملی در پنجاه سال اخیر، ساقط کردن دولت برآمده از جنبش ملی نفت، حمایت از رژیم خونریز و دیکتاتوری پهلوی و از همه مهم تر تحقیر ملت ایران و مبارزه مستمر و دیوانه وار با انقلاب اسلامی و طراحی کودتاهای پی در پی، تحمیل جنگ، حمایت از گروه های تروریستی، تحریم های اقتصادی و انواع و اقسام توطئه علیه ایران را نباید فراموش کند.
رابطه با شیطان بزرگ از تاریخی که پای این کشور به میهن باز شده است چیزی جز خفت برای ملت ایران به بار نیاورده است. امریکا سی سال از رژیمی در ایران پشتیبانی و حمایت کرد که نه تنها به قانون، حقوق بشر و آزادی اعتقادی نداشت، بلکه جنایات این رژیم علیه ملت خویش، خاطره جنایات دیکتاتورهایی چون استالین، هیتلر و سایر جنایتکاران تاریخ غرب را تداعی می کرد. اکنون چگونه می توان به شعارهای آزادی خواهی، حقوق بشر طلبی و دموکراسی خواهی های چنین رژیمی برای ملت ایران دل بست؟
ساده لوحانی که به شعارهای اصلاح طلبی امریکا دل بسته اند و به امید حمایت چنین رژیمی کمر همت به مبارزه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران بسته اند، آیا هیچ از خود پرسیده اند که چگونه امکان دارد رژیمی که در طول حضور سی ساله خود بر تمام ارکان تصمیم گیری رژیم سلطنتی در ایران قدمی در جهت رشد و توسعه، دفاع از حقوق ملت ایران در مقابل استبداد و آزادی خواهی نیروهای مبارز ایران برنداشت، اکنون می تواند حامی آزادی و حقوق بشر در ایران باشد؟
آیا ملت ایران نباید از چنین جریان های نفرت داشته باشد؟ و آنهارا سر سپرده سیاست های امپریالیستی بداند که در دویست سال گذشته، که از استقلال امریکا می گذرد، تاکنون 150 مورد جنگ اعلام نشده یا اعلام شده در سراسر جهان علیه ملت ها به راه انداخته است؟
کشوری که به طور متوسط هر سال یک بار نیروهای نظامی خود را به مرزهای کشورهای دیگر گسیل داشته و دست به جنایت و کشتار ملت های محروم زده است، چگونه می تواند طرفدار حقوق بشر برای ملت ایران باشد؟!
کشوری که بر اساس آمارهای رسمی، از زمان جنگ دوم جهانی به بعد، حدود بیست هزار مورد عملیات مخفی برای نفوذ در کشورهای دیگر یا ساقط کردن دولت های مردمی سازماندهی کرده و دولت های بی شماری را که تمایل به پذیرش سلطه این قدرت سلطه طلب نداشتند، سرنگون کرده است و صدها هزار نفر را بر اثر این تجاوزها در جهان به خاک و خون کشیده است، چگونه می تواند طرفدار آزادی برای ملت ایران باشد؟!
کشوری که از سال 1978 به بعد بیش از 120 هزار نفر از ساکنان منطقه امریکای مرکزی را با جنگ هایی که به راه انداخته کشته است؛ یعنی از هر پنج نفر ساکنان این منطقه یک نفر را به خاطر دفاع از حقوق، آزادی و وطن خود نابود کرده است و بخش عمده ای از بیست میلیون ساکنان این منطقه را پیوسته در معرض بمباران های هوایی و بمب های ناپالم و فسفری، بمب های شیمیایی و سلاح های بیولوژیکی و پرواز های مکرر هواپیماهای مافوق صوت برای شکستن دیوارهای صوتی و مانورهای دریایی قرار داده است چگونه می تواند طرفدار دموکراسی باشد؟(9)
کنگره امریکا در سال 1994 م در گزارش رسمی خود می نویسد:
در حدود شصت هزار پرسنل نظامی در دهه 1940م به عنوان نمونه های انسانی جهت آزمایش دو عامل شیمیایی، یعنی گاز خردل و لویسیت (گاز تاول زا) بر روی آنها مورد استفاده قرار گرفتند. بیشتر آنها از ماهیت آزمایش ها مطلع نبودند و پس از شرکت در این پژوهش، هرگز مراقبت های طبی بعدی را دریافت نکردند. به علاوه برخی از آنها تهدید شدند که اگر موضوع این آزمایش ها را با کسانی از جمله همسران، والدین، پزشک خانوادگی خود در میان بگذارند در زندان شهر فرت لون ورث زندانی خواهند شد... (10)
چنین دولتی که موجب ده ها سال درد و رنج برای سربازان خود و خانواده ها آنها شده و از همه مردم خود به عنوان موش های آزمایشگاهی استفاده می کند آیا می تواند مدافع حقوق ملت ایران و سایر ملت های منطقه باشد؟!
ساده لوحانی که هنوز باور می کنند مدافع نظام لیبرال ـ دموکراسی، حقوق بشر و آزادی در دنیا امریکا و اروپاییان هستند به فهرست حملات هوایی امریکا در سال های مختلف به ملت های دیگر نگاه کنند:
چین (1945-1946)، کره و چین، جنگ کره (1950-1953)، گواتمالا (1960،1954،1969،1967)، اندونزی (1985)، کوبا (1959، 1961)، کنگو (1964)، پرو (1965)، لائوس (1973-(1946)، ویتنام (1961-1973)، کامبوج (1969-1970)، گرانادا (1983)، لبنان (1983- 1984)، لیبی (1986)، السالوادور(دهه 1980)، نیکاراگوا(دهه 1980)، ایران (1987)، پاناما (1989)، عراق (1991-2000)، کویت (1991)، سومالی (1993)، بوسنی (1994، 1995)، سوران (1998)، افغانستان (1998)، یوگسلاوی(1999).(11)
تمامی این بمباران ها علیه شهرها، شهرک ها و روستاهایی بود که در حقوق بین الملل معاصر به عنوان یک جنایت جنگی محسوب می شود .آیا کشتن این همه انسان که در هیچ جنگی درگیر نبوده اند تروریسم نیست؟ ویلیام بلوم، یکی از روزنامه نگاران و پژوهشگران معروف، در مورد سیاسیت های خارجی امریکا از جنگ دوم جهانی به بعد می گوید :
جنگ واشنگتن علیه تروریسم، همانند جنگ علیه مواد مخدر محکوم به شکست است.(12)
چرا؟ چون هیچ گاه ملت ایران و ملت های مظلوم از خود نپرسیده اند که چرا تروریست ها ایالات متحده را پی در پی مورد حمله قرار می دهند؟ مگر این کشور چه دارد یا چه اقداماتی در جهان انجام می دهد که این گونه مورد هدف تروریست ها است؟ البته سیاستمداران امریکایی سعی کرده اند به این سؤال پاسخ دهند، اما چقدر این پاسخ ابلهانه و عوامانه است. سندی برگر، مشاور امنیت ملی امریکا، در پاسخ به این سؤال می گوید:
من فکر می کنم که لازم است مردم امریکا بدانند در جهانی زندگی می کنیم که تا اندازه ای به دلیل رهبری امریکا تا حدی به علت تعصب کورکورانه برخی از افراد، مورد حمله قرار خواهیم گرفت .(13)
ریچارد هاس، رئیس گروه سیاست خارجی مؤسسه برکینگز امریکا، پاسخ می دهد:
خوب پاسخ این است که خواسته آنها چیزی نیست که ما به آسانی بتوانیم انجام بدهیم، خواسته آنها به این حقیقت باز می گردد که ما قدرتمند ترین کشور جهان هسیم، به این حقیقت که ما کشوری سکولار هستیم، خواسته آنها صرفا به چیستی ما باز می گردد و موجودیت ما است که در حقیقت مایه رنجش آنهاست.(14)
بی تردید ساده لوحان چنین پاسخ هایی را خواهند پذیرفت چون موجودیت هیچ ملتی تا زمانی که با موجودیت ملت دیگری در تعارض قرار نگیرد تهدیدی به حساب نمی آید. پاسخ بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق امریکا، دراین رابطه جالب تر از همه است. او می گوید:
علت اینکه امریکا هدف حمله های تروریسم است پاره ای به این دلیل است که ما در راستای صلح و دموکراسی تلاش می کنیم و بخشی به این جهت است که ما علیه تروریسم متحد شده ایم.(15)

پی‌نوشت‌ها:
 

ـ اسناد لانه جاسوسی، ج71، «مستشاری نظامی امریکا در ایران» (2)، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، تهران، مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی امریکا، 1369، ص 3،4.
2 ـ همان، ص 5.
3 ـ همان، ص 7،6
4 ـ همان، ص 10.
5 ـ همان، ص 14.
6 ـ همان، ص 17،16.
7 ـ برای مطالعه دقیق فرآیند مقابله امام با لایحه کاپیتولاسیون، رک: سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی، تهران، عروج، 1381، ج1، ص 1000-1110.
8 ـ اسناد لانه جاسوسی، همان، ص 220، 221.
9 ـ برای مطالعه جنایت های امریکا در مناطق جهان رک: ویلیام رابینسون و کنست نورس ورثی، جنگ رویاها، ترجمه عبدالرضا رشیدی، تهران، اطلاعات، 1366، ص 19، 20.
10 ـ ویلیام بلوم، دولت خود سر، کتابی راهنما برای معرفی تنها ابر قدرت جهان؛ امریکا، ترجمه جمعی از مترجمین، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1383، ص 19.
11ـ همان، ص 141.
12 ـ همان، ص55.
13 ـ همان .
14 ـ همان .
15 ـ همان، ص 56.
منبع:فصلنامه تخصصی 15 خرداد ش 9
ادامه دارد...

نظرات  (۱)

سلام مطالب وبلاگتون عالی بود. به سایت ما هم سر بزنید . خواستین تبادل لینک میکنیم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">