سید شهیدان اهل قلم
دوشنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۲، ۰۸:۵۱ ق.ظ
بسم الله

در دوران اوج گیری انحطاط اخلاقی بشر قرن بیستم زیستن، اما
در تو در توی حجاب های ظلمانی آن عصر، خود را گم نکردن، بلکه امید بستن به
نزدیکی تحقق وعده ی الهی و فرا رسیدن زمان پایان دوره ی تمدنی که پایه های
خود را در بستر لاابالی گری و غلتیدن در منجلاب فساد فکری و اخلاقی نسل ها
بنا کرده است و مهمتر از همه، جلوه های اولیه ی «عصر توبه ی بشریت» را با
همه وجود باور داشتن، ویژگی ای است که تنها از انسان های خود ساخته و
دلداده ی حق می توان انتظار داشت. توجه و عنایت ویژه ی شهید آوینی به عمق
مفاهیم و کنه هر موضوع که دغدغه اش بود و پرهیز از موج سواری و پایبندی به
این اصل، از او شخصیتی محکم و استوار ساخته بود که پیوسته منشأ طرح نوعی
نگاه تازه در مسائل عمیق فرهنگی و اجتماعی بود.
شهید سید مرتضی آوینی ویژگی ذاتی فرهنگ و تمدن غرب را با همه ی وجود درک کرده بود و اعتقاد داشت که از همین رو تمام فرهنگ ها، با تهاجم و براندازی از سوی فرهنگ و تمدن غرب مواجه بوده و خواهند بود؛ مگر اینکه با مداقه و درایت لازم در مبانی و خصوصیات ذاتی آن و حتی شناخت دقیق ابزاری که مورد استفاده قرار می دهد، راه نفوذ و پیشرفت آن سد شود.
او که در عصر نفوذ گسترده ی«نیست انگاری» در جوامع بشری، انقلاب اسلامی را آغاز نوعی تجدید عهد انسان معاصر با حقیقت حیات و فطرت خود می دانست، مکاشفه در شناخت خصوصیات تکنولوژی های مؤثر در شرایط زندگی و نهادینه کردن باورهای انسان امروزی و تأثیر آن در پی ریزی فرهنگ و تمدن زاینده ی چنین تکنولوژی هایی را، چنان ضروری و حیاتی می انگاشت که هر گونه تعصب، تسامح و برخورد غیر منطقی و فریبنده ای را در این زمینه بر نمی تابید و از همین رو، نگاه ماهیت شناسانه و منحصر به فرد او، موجب شده بود که پیوسته در حال مبارزه در دو جبهه باشد. یکی، مبارزه با کسانی که با ساده انگاری و فرار به جلو، از شناخت جوهر پدیده های نوین و اثرگذار بر انسان عصر غافل مانده و به سادگی از کنار مؤثرترین ابزار نهادینه کردن فرهنگ غرب در جوامع مختلف می گذرند و دیگری، مبارزه با کسانی که چنان مسحور و مقهور فرهنگ و تمدن غرب شده اند که کوچکترین تعلق خاطر به ارزش های اعتقادی و فرهنگ خودی را مایه ی تحقیر و عقب ماندگی خود و جامعه می دانند.
چنین نگرانی ای که پیوسته در کلام اش موج می زند و از قلم اش جاری بود، حکایت از سوز درون و سنگینی وظیفه و مسئولیت خطیری داشت که او بر دوش نسل انقلاب و نسل های بعد می دید و از همین منظر، شناخت ویژگی های شیوه ها و ابزارهایی که بشر تا به امروز به کار گرفته است تا به این مرحله از سیر تاریخی خود برسد را به گونه ای با اهمیت تلقی می کرد که هرگز حاضر نبود، نقش آنها را در خلق آثار ماندگار در آینده -هر چند که خلق آثار برجسته پیشینیان هم به صورت نامطلوب مورد استفاده قرار گرفته باشند-ناچیز پندارد، چه رسد به اینکه، اهمیت کاربری مؤثر و هوشمندانه ی آنها در کارهای ارزشمند و تاریخ ساز را انکار کند.
نگاه تازه ای که این شهید بزرگوار، نسبت به استفاده از نثر، شعر، قصه، تصویر، موسیقی و... در آفریدن الگوهای جدید و اثرگذار بر انسان معاصر داشت و باور عمیقی که می تواند به عنوان مهمترین عامل در استمرار پایمردی و تلاش خستگی ناپذیر او محسوب شود، به خلق آثاری منحصر به فرد و ماندگار انجامید تا انوار تفکر و اندیشه ی سید شهیدان اهل قلم در حوزه های حرفه ای فرهنگی، هنری و اجتماعی، چراغ راه آیندگان باشد.
منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 31
راسخون
شهید سید مرتضی آوینی ویژگی ذاتی فرهنگ و تمدن غرب را با همه ی وجود درک کرده بود و اعتقاد داشت که از همین رو تمام فرهنگ ها، با تهاجم و براندازی از سوی فرهنگ و تمدن غرب مواجه بوده و خواهند بود؛ مگر اینکه با مداقه و درایت لازم در مبانی و خصوصیات ذاتی آن و حتی شناخت دقیق ابزاری که مورد استفاده قرار می دهد، راه نفوذ و پیشرفت آن سد شود.
او که در عصر نفوذ گسترده ی«نیست انگاری» در جوامع بشری، انقلاب اسلامی را آغاز نوعی تجدید عهد انسان معاصر با حقیقت حیات و فطرت خود می دانست، مکاشفه در شناخت خصوصیات تکنولوژی های مؤثر در شرایط زندگی و نهادینه کردن باورهای انسان امروزی و تأثیر آن در پی ریزی فرهنگ و تمدن زاینده ی چنین تکنولوژی هایی را، چنان ضروری و حیاتی می انگاشت که هر گونه تعصب، تسامح و برخورد غیر منطقی و فریبنده ای را در این زمینه بر نمی تابید و از همین رو، نگاه ماهیت شناسانه و منحصر به فرد او، موجب شده بود که پیوسته در حال مبارزه در دو جبهه باشد. یکی، مبارزه با کسانی که با ساده انگاری و فرار به جلو، از شناخت جوهر پدیده های نوین و اثرگذار بر انسان عصر غافل مانده و به سادگی از کنار مؤثرترین ابزار نهادینه کردن فرهنگ غرب در جوامع مختلف می گذرند و دیگری، مبارزه با کسانی که چنان مسحور و مقهور فرهنگ و تمدن غرب شده اند که کوچکترین تعلق خاطر به ارزش های اعتقادی و فرهنگ خودی را مایه ی تحقیر و عقب ماندگی خود و جامعه می دانند.
چنین نگرانی ای که پیوسته در کلام اش موج می زند و از قلم اش جاری بود، حکایت از سوز درون و سنگینی وظیفه و مسئولیت خطیری داشت که او بر دوش نسل انقلاب و نسل های بعد می دید و از همین منظر، شناخت ویژگی های شیوه ها و ابزارهایی که بشر تا به امروز به کار گرفته است تا به این مرحله از سیر تاریخی خود برسد را به گونه ای با اهمیت تلقی می کرد که هرگز حاضر نبود، نقش آنها را در خلق آثار ماندگار در آینده -هر چند که خلق آثار برجسته پیشینیان هم به صورت نامطلوب مورد استفاده قرار گرفته باشند-ناچیز پندارد، چه رسد به اینکه، اهمیت کاربری مؤثر و هوشمندانه ی آنها در کارهای ارزشمند و تاریخ ساز را انکار کند.
نگاه تازه ای که این شهید بزرگوار، نسبت به استفاده از نثر، شعر، قصه، تصویر، موسیقی و... در آفریدن الگوهای جدید و اثرگذار بر انسان معاصر داشت و باور عمیقی که می تواند به عنوان مهمترین عامل در استمرار پایمردی و تلاش خستگی ناپذیر او محسوب شود، به خلق آثاری منحصر به فرد و ماندگار انجامید تا انوار تفکر و اندیشه ی سید شهیدان اهل قلم در حوزه های حرفه ای فرهنگی، هنری و اجتماعی، چراغ راه آیندگان باشد.
منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 31
راسخون
۹۲/۰۱/۱۹