بهترین عبادت
بسم الله
از حضرت رسول صلی الله علیه وآله
منقول است که: «عبادت هفتاد جزء است وبهترین آنها طلب حلال است».
درحدیث دیگر فرمود: « هر که شب بخوابد
وامانده از طلب حلال، چون شب به سر آید، آمرزیده شده باشد.»(1)
طلب مال از حلال
چنانچه از احادیث معتبره ظاهر می شود،
طلب مال از راه حلال کردن خوب است؛ بلکه واجب ولازم است؛ اما آن طلب را مانع عمل
به سنت های پیغمبر کردن، یا اعتماد بر طلب خود کردن خوب نیست؛ بلکه باید عمل به
فرایض وسنن الهی بکند وچنانچه فرموده اند قدری از سعی بکند وبداند که با وجود سعی،
مُعطی خداست واز اوطلب نماید وبه سبب این سعی از یاد او غافل نشود؛ چنانچه حق تعالی
مدح کرده است ایشان را:«مردانی که غافل نمی کند ایشان را تجارت وبیع از یاد خداو
از اقامه صلات ودادن زکات».
وبعد از تحصیل به آنچه به هم رسد،
باید قناعت کرد واگر از حلال کم به هم رسد برخود مشقت می باید. گذاشت ودراین صورت
ترک لذت ها کردن وجامه های درشت وکهنه پوشیدن خوب است، که متوجه حرام نشود، واگر
خدا وسعت وفراخی در رزق دهد، بعد از ادای حقوق واجبه الهی توسعه برخود وعیال
ومؤمنان واعانت فقرا ومساکین بایدکرد.(2)
تحصیل نعمت دنیا
ترک لذت ها را فی نفسه کمال دانستن
خوب است،که درمجلسی وارد شوید وبه طعام لذیذی ایشان را دعوت نمایند نخورند،که ما
ریاضت می کشیم،و اینها را نمی خوریم.این مذموم است.اما اگر برای فقیر وبی چیزی یا
اعانه مؤمنی برخود تنگ گیرد خوب است وهمچنین در مرکب وخانه وغیر اینها از مایحتاج
خود.
چنانچه کلینی به سند معتبر روایت کرده
است که سفیان ثوری به خدمت حضرت امام جعفر صادق علیه السلامآمد. دید که آن حضرت
جامه ای درنهایت سفیدی ونزاکت پوشیده اند؛مانند پرده ای که درزیر پوست تخم مرغ
باشد.سفیان گفت:«این جامه ،جامه تو نیست که پوشیده ای وجامه ای به این نفاست نباید
بپوشی.»حضرت فرمودند:«بشنو ازمن وآنچه می گویم حفظ کن،که در دنیا وآخرت برای تو
خوب است اگر بر سنت پیغمبر بمیری وترک بدعت ها بکنی!بدان که حضرت رسول صلی الله
علیه وآلهدر زمان خشکی بودندکه میان مسلمانان تنگی بسیار بود.به آن نحو که شنیده
ای سلوک می کردند.اما وقتی که دینار وگندم وفراخی در روزی به هم رسد، سزاوارترین
مردم به صرف کردن نعمت ها ،ابرار ونیکوکارانند؛نه فجار وبدان،ومؤمنان ،نه منافقان،و
مسلمانند، نه کافران.پس چرا جامه مرا انکارو مذمت کردی ای ثوری!والله با این لباس
واین حال که ازمن می بینی ،ازروزی که خود را شناخته ام هیچ صبح وشامی برمن نگذشته
است که خدا را در ما ل من حقی مانده باشدو نداده باشم یا به مصرفش صرف نکرده
باشم!(3)
مذمت ترک دنیا
جماعتی درسعی وکار آخرت شده اند که با
لکلیه دست از دنیا برداشته اند وایشان شب وروز در غم آخرت وپشیمانی از عمل های
ناشایسته، موافق معنی آیه ای که قبل از این مذکور شد که در دنیا رفاهیت نیست ، ترک
دنیا کرده اند ودست از کسب وکار کشیده، درگوشه ای معتکف شده اند واینکه از مال
واموال ونفس وهوا فارغ، واز دست مردم خلاص یافته، دربقعه عزلت نشینی ومغاره گزینی؛(4)
چنان که شیخ سعدی گفته:
آنان که به کنج عافیت بنشستند
دندان سگ ودهان مردم بستند
هر چند اسباب فراغت است؛ ولکن مناسب
حال امت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله نیست؛ زیرا که آن حضرت فرموده: «
الحمدالله امت من مثل امتان پیشین درمغاره ساکن نمی شوند بی نان وتوشه. گاه باشد
که دو روز یا سه روز مائده نرسد وآن مرد را صبر وتوکل نرسد ودلش به وسوسه شیطان از
راه رفته، کافر گردد.»
ودیگر آنکه ثواب عظیم واجر بسیار
وجزای بی شمار در آن است که کس با مردم از روی الفت ورأفت سلوک ومدارا کند واز رنگ
ها وبوی ها وطعم ها، کسب کرده وتمتع گیرد وبه صرافت طبع، ترک آنچه دیده وشنیده
کند؛ نه به دوری وانقطاع؛ و ازامور ناشایسته این است که کسی گوشه نشین شده ودر به
روی خویش بسته از جمیع کمالات محروم ومأیوس گردد؛ وحضرت رسول صلی الله علیه وآله
فرموده: «خیرُ الاُمور اَوسطها.»(5) پس از این حدیث معلوم شد که طلب کردن به تمام
شدت ومشغول شدن به نهایت غفلت، کمال جهل ونادانی خواهد شد وترک دنیا کردن ودر
مغاره نشستن هم به دلیل «خیر الامور اوسطها» غیر جایز ونالایق است.لهذا بهتر آن
است که معتدلانه سعی در شئون دنیویه به قدر امکان نموده وکوشش درامور و معیشت یومیه
از امور واجبه است.
اگر به کلی لذت ها را نیافته ومشاهده
قدرت نکرده باشد ورنگ ها را ندیده باشد، چگونه از آثار قدرت کامله خبر تواند یافت؟
مثلاً کسی که عسل نخورده باشد، چه داند که قادر قدرت نما ازشاخ وبته چنان شهدی
ایجاد فرموده، واگر به سیر باغ ها نرفته باشد ومیوه ها وگل ها را با طعم ورنگ وبو
تشخیص نکرده باشد، شبهه ای نیست که آن کس از درک آثار قدرت عاری باشد. پس هر کس که
در بازار وکوچه ومحله می گردد ومشاهده باغ وگلزار وصحرا و کشت زار وزراعت مختلف
الانواع می نماید، بر آثار صنعت صانع اطلاع می یابد واگر نه، عاری وعاطل خواهد
بود.(6)
جمع کردن مال
از جمع آوردن مال غافل مباش وجهد کن
تا هر چه فراآوری وجمع کنی، از نیکوترین محل بر وجه حلال باشد تا بر تو گوارنده
بودوآن را ثباتی وبقایی باشد وبه هر باطل از دست مده وضایع مگردان؛ چه گفته اند
نگاه داشتن مال مشکل تر از جمع آوردن است. پس به هنگام ضرورت ودر بایست خرج کن
وآنچه خرج کنی سعی کن واجتهاد نما که هر چند زودتر عوض آن باز جای نهی؛ چه چون
برگیری وبدل آن حاصل نیاید، اگر گنج قارون بود، سر آید.اما چندان محبت مال در دل راه
مده ومشعوف آن به مرتبه ای مشو که آن را ابدی شناسی؛ تا اگر روزی حادثه ای روی
نماید وضایع گردد، به غایت دل تنگ ومحزون نگردی.
گر جهانی زدست تو برود
مخور اندوه که آن چیزی نیست
عالمی نیزت ار به دست آید
اعتبارش مکن که چیزی نیست(7)
حفظ مال
ومال اگر چه بسیار بود، بایدکه به
تدبیر به کاربری؛ چه اندک به تدبیر بهتر که بسیار بی تدبیر. واگر بسیاری از تو
بماند، بهتر که به اندکی نیازت آید.
حکما گفته اند: به دشمنان رها کردن،
بهتر از دوستان خواستن. نگاه داشتن به که به نیاز جستن.واگر چه مایه اندک بود،
نگاه داشتن واجب دان؛ چه هر که اندک نگاه نتواند داشت، حافظ بسیار نیز نتواندبود.
زیان کار مباش؛ چه ثمره آن نیازمندی
است وثمره نیازمندی، خواری. کار خویش بر کار غیر مقدّم دان؛ لیکن دراتمام مهام(8)
دوستان ومردمان تقصیر مکن وساعی باش.
کوش تا خلق را به کار آیی
تا به خدمت جهان بیارایی
چون گل آن به که بوی خوش داری
تا در آفاق خوی خوش داری
نه شنیدی که آن حکیم چه گفت
خواب خوش دید هر که شب خوش خفت(9)
کوشش درکسب روزی
کوشا باش تا آبادان گردی. فروتن باش
تا بسیار دوست باشی.خرسند باش تا توانگر شوی. آنچه به رنج به دست آید، از کاهلی
وغفلت ضایع کردن نه از خرد باشد وهنگام تنگ دستی ونیاز پشیمانی وتأسف سود ندارد؛
ولی چون رنج خود بری، بکوش تا برش خود خوری وعوض آن رنج ها راحتی بیابی؛ چه چون
نفس نفیس نیاساید، صاحب آن نفس، ظالم وکاسب آن مال، خاسر باشد.(10)
پی نوشت ها
:
1- همان.
2- گزیده عین الحیاة، ص 69.
3- همان، ص 71.
4- مغاره: غار، کنج، پستو؛ مغاره گزینی:
غارنشینی، عزلت وانزوا از مردم.
5- بهترین کارها، حد میانه ومتعادل ترین
آنهاست.
6- کلیات شیخ بهایی (موش وگربه)، صص 191و
192.
7- انیس الناس، ص 82.
8- مهام:مهمات، نیازها وضروریات.
9- انیس الناس ، صص 82و 83.
10- انیس الناس، ص 84
منبع:نشریه گنجینه شماره 84
راسخون