بسم الله
یکی
از داستان های زیبا و تامل بر انگیز "مثنوی معنوی"، حکایت پادشاه یهودی
است که به دلیل تعصب بیش از اندازه به دینش، مسیحیان را از بین می برد. اما
به واسطه وزیری زیرک و باهوشی که داشت توانست به راحتی در میان مسیحیان
تفرقه بیندازد و آنها را به دست خودشان نابود سازد.
در این مقاله بر سومین حکایت از دفتر اول "مثنوی معنوی" مروری خواهیم داشت.
بود شاهی در جهودان ظلم ساز دشمن عیسی و نصرانی گداز
عهد عیسی بود و نوبت، آنِ او جان موسی او و موسی، جان او
شاه احول کرد در راه خدا آن دو دوساز خدایی را جدا
یک پادشاه یهودی بود که با مسیحیان و دین حضرت عیسی به شدت مشکل داشت.
او در زمانی پادشاهی می کرد که مسیحیت رواج داشت و در واقع دوران حضرت عیسی
بود. در حقیقت جان موسی و عیسی یکی بود و این دو پیامبر از هم جدا نبودند
اما آن شاه کژبین و دوبین آنها را ازیکدیگر جدا می دانست.